• گزارش و تحلیل

    عناوین بیشتر

    واکاوی ماهیت «عدالت» و «آزادی» در نظام حقوقی افغانستان

    در نتیجه مفهوم عدالت و آزادی، بنابر جهان‌بینی‌های متفاوت، معنای مختلف در نظام حقوقی از خود به‌جای گذاشته؛ اما قدر مشترک و یا قدر متیقن آن در قانون اساسی افغانستان این است که هردو به‌عنوان ارزش‌های بنیادین، اصول و پایه‌ی حقوق عمومی را تشکیل می‌دهد. بسان که عدالت اجتماعی، یک اصل لایتغیر در قانون اساسی شناخته‌شده و آزادی عمومی اعم از آزادی مراسلات و مخابرات، رفت‌وآمد و شد، سفر و تعیین و محل سکونت و انتخاب شغل همه رشد و تکامل یک جامعه سیاسی را بیمه می‌کند. به‌راستی‌که بدون شناخت دقیق مصادیق عدالت و آزادی، عدالت‌خواهی و آزاداندیشی، تیر به تاریکی رها کردن است.

    زوایای تاریکِ پروسه‎‌ی صلح افغانستان

    به‌نظر من، دولت افغانستان باید به نیات شوم طالبان پی ببرد و بیش‌تر از این به‌صورت غیرمستقیم برای بزرگ‌نمایی آن‌ها هزینه ننماید. همه می‌دانیم، که گروه طالبان برای اشتراک در مذاکره‌ی مستقیم با حکومت خوش‌بین نیستند. به‌همین دلیل است که در این وهله‌ی از گفت‌وگوها، مردم افغانستان اخیراً به پروسه‌ی صلح امیدواری شان را از دست داده و باور شان به حکومت مرکزی کمتر گردیده است.

    نگاهِ دگرگونه به‌ماجرای تشییع پیکر قاضی سعادت غزنوی

    قاضی فوت کرد، مردم جاغوری ساعت‌ها در پی شماره تماس صدارت، امبولانس و غسال‌خانه بودند. ولی وقتی به‌داکتر امان فصیحی رییس دفتر معاونت دوم ریاست‌جمهوری تماس می‌گیرند ایشان به‌خود زحمت نمی‌دهد که خواب استاد را با این خبر خراب کند. من اگر جای آقای دانش بودم، آقای فصیحی را به‌خاطر این آبروریزی و توهینِ آشکار به‌یکی از ستون‌های جهاد و مقاومتِ مردم ما تنبیه نموده و از سمت‌اش عزل می‌نمودم.

    اظهارات وزارت خارجه‌ی آمریکا؛ همنوایی با سنتِ انحصار و تقابل قومی در افغانستان

    متأسفانه آمارهای غیردقیق و مغرضانه‌ای از این دست حتی به‌دماغِ وزارت خارجه‌ی ایالات متحده آمریکا نیز خوش خورده و با تأثیرپذیری غیرحرفه‌ای از تبلیغات واهی ناسیونالیست‌های پشتون در تازه‌ترین مورد آماری را بیرون داده که در آن تعدادِ نفوس هزاره‌ها و شیعیان را در افغانستان ۱۰ الی ۱۵درصد نوشته‌اند. این‌که، مبنایِ علمی این آمار بر کدام معیار منطقی استوار است، آشکار نیست اما از آفتاب روشن‌تر است که این آمارِ غیردقیق که تشتِ رسوایی ایالات متحده آمریکا را از بام افکنده است، براساس سلیقه‌ی شخصی برخی از اجنت‌های استخباراتی عمدتاً پشتون‌تبارِ سازمان سیا صورت گرفته و بیش از پیش تصویرِ غبارآلودِ ایالات متحده آمریکا را در نگاهِ اقوامِ غیرپشتونِ افغانستان و مخصوصاً هزاره‌های ساکن در این کشور با فعالیت‌های بنیادگرایانه و ضدبشری همراه ساخته و این اندیشه را تقویت می‌کند که ایالات متحده نه‌تنها دشمنِ گروه‌های بنیادگرا نیست بل‌‎که یکی از حامیانِ جدی تروریسم در منطقه و افغانستان می‌باشد.

    اشرف‌غنی و ضرورت تشکیل کابینه‌ی ملی و مقتدر

    غنی تحت هیچ عنوان و برمبنای هیچ منطق و دلیلی، قادر به کسب حمایت جامعه‌ی روستایی پشتون نیست و قبایل ده‌نشین سنتی، غنی سکولار و آمریکایی را بر طالبان دین‌دار و اسلام‌گرا ترجیح نمی‌دهند و از وی در برابر این گروه حمایت سیاسی نخواهند کرد. مردم سنتی و مذهبی، پروای دیگری جز باور و اعتقادات دینی و آیینی شان را ندارند و برای این جماعت ارزش‌های دیگر یا ارزش نیستند و یا در درجه‌های پایین‌تر قرار دارند. در درون جامعه‌ی پشتون، میدان مانور طالبان نسبت به میدان غنی خیلی فراخ‌تر و بزرگ‌تر است و سلطه امنیتی و ایدئولوژیک شان قدرت‌مندتر و دیرینه‌تر. اما برعکس جامعه‌ی پشتون در میان سایر جوامع قومی به‌خصوص در جامعه‌ی هزاره، طالبان کم‌ترین نفوذ و سلطه را ندارند.

    درآمدی بر توافق سیاسی و تشکیل شورای مصالحه ملی

    اگر اشرف‌غنی در دوران حکومت وحدت‌ملی که با میانجی‌گری جان‌کری، وزیر خارجه‌ی وقت آمریکا تشکیل شد، توانست آن‌را نادیده بگیرد، در این توافق‌نامه نیز این خطر وجود دارد که اشرف‌غنی همه‌ی موادی را که برای رفع تبعیض و انحصار قدرت در افغانستان از اهمیت بنیادین برخوردار است، زیر پا کند و به آن عمل نکند. درست است که این توافق‌نامه که ظاهراً با میانجی‌گری شخصیت‌های سیاسی و در واقع با فشارهای بیرونی انجام شده است، هیأت میانجی را به‌عنوان ناظر بر تطبیق مواد توافق‌نامه درنظر گرفته است؛ اما حقیقت در بازی قدرت این است که بدون موجودیت یک نیروی فشار و بازدارنده، توافق‌نامه نادیده گرفته خواهد شد مگر این‌که داکتر عبدالله با قاطعیت و جسارت بیش‌تری با این مسأله برخورد کند.

    راه ناتمام

    تشکیل حزب وحدت در چنین متن و زمینۀ سیاسی و فرهنگی صورت گرفت. ظهور این حزب بیش از آنکه ناشی از درک وضعیت و خرد سیاسی باشد، از سر ناگزیری سیاسی بود. به سختی می‌توان پذیرفت که این حزب نمادی از خودآگاهی و خویشتن‌اندیشی تاریخی باشد. احزاب و جریان‌های سیاسی هزاره، برای نخستین ‌بار خود را با واقعیتی مواجه دیدند که نه از آن تصوری داشتند و نه آمادگی آن را.

    دست‌یافتن به صلح پایدار یا توافق درون‌قومی؟

    رهبران احزاب‌سیاسی که به‌یاری سیاست‌های قوم‌گرایانه‌ی اشرف‌غنی، از جایگاه و پایگاه اجتماعی نسبتاً محکمی در میان مردم برخوردار‌ اند، باتمام ‌توان در برابر خودکامگی‌های رئیس‌جمهور توافقی واکنش‌های احساساتی و عقده‌مندانه نشان می‌دهند. تا آن‌جا که حاضر اند برای تضعیف حکومت، بدون هیچ پیش‌شرط مشخص و دوراندیشانه به پیش شرط‌های گروه طالبان و خواست‌های خلیل‌زاد لبیک بگویند

    گفت‌و‌گوها

    عناوین بیشتر
    • من شعر مهاجرت را با آثار کاظم کاظمی، ابوطالب مظفری، فضل‌الله قدسی و…شناختم، شاعرانی که در دوره خودشان خوش درخشیدند، شعر مهاجرت را پایه‌گذاری کردند، شعری که مورد استقبال حتی شاعران و ادب دوستان ایرانی قرار گرفت.

    • من به خاطر مسائل امنیتی از بامیان نرفتم، هر چند که دو بار به جانم سوء‌قصد شد. اگر ناامنی باشد برای همه است. من از طرف خانواده و و نزدیکانم تحت فشار بودم. هر انسان یک زندگی شخصی دارد و یک زندگی اجتماعی. برخی از دوستان می‌گویند که تو رفتی و همه چیز را رها کردی. زندگی خانوادگی برای همه مهم است و برای من هم همین‌طور بود.

    • فعالیت‌های مدنی بامیان در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹م، به دلیل ویژگی‌های همچون نمادگرایی و در عین‌حال بومی‌گرایی آن، از اهمیت خاص برخوردار است. دومین حرکت خلاقانه‌ی مدنی شما در آن سال‌ها ساختنِ الیکین بوده‌ است.

    • وقتی ما تاریخِ این مرز و بوم را می‌خوانیم، به فصلِ بامیان که می‌رسیم این خطه‌ی سرخ و آبی برای ما ناشناخته نیست. بامیان با تندیس‌های بودا، با آب‌ِ نیلگونِ بندامیر، با قصه‌های اژدر، با کاوه آهنگر و شهر ضحاک و غلغله، با مغاره‌های که فصلی از اوستا است، برای معرفی‌شده است. اما، بعداز سقوط رژیم طالبان، بر هویت تاریخی و باستانی بامیان یک هویت جدید نیز اضافه شد. بامیانِ مدنی!

     :)