غنی تحت هیچ عنوان و برمبنای هیچ منطق و دلیلی، قادر به کسب حمایت جامعه‌ی روستایی پشتون نیست و قبایل ده‌نشین سنتی، غنی سکولار و آمریکایی را بر طالبان دین‌دار و اسلام‌گرا ترجیح نمی‌دهند و از وی در برابر این گروه حمایت سیاسی نخواهند کرد. مردم سنتی و مذهبی، پروای دیگری جز باور و اعتقادات دینی و آیینی شان را ندارند و برای این جماعت ارزش‌های دیگر یا ارزش نیستند و یا در درجه‌های پایین‌تر قرار دارند. در درون جامعه‌ی پشتون، میدان مانور طالبان نسبت به میدان غنی خیلی فراخ‌تر و بزرگ‌تر است و سلطه امنیتی و ایدئولوژیک شان قدرت‌مندتر و دیرینه‌تر. اما برعکس جامعه‌ی پشتون در میان سایر جوامع قومی به‌خصوص در جامعه‌ی هزاره، طالبان کم‌ترین نفوذ و سلطه را ندارند.

اشرف‌غنی و ضرورت تشکیل کابینه‌ی ملی و مقتدر

صفرمحمد مظفری

  اشرف‌غنی با مداخله در انتخابات پارلمانی، یک پارلمان ضعیف و گل‌چین‌شده را بر مردم تحمیل کرد و با نپذیرفتن نتیجه‌ی شفاف انتخابات ریاست جمهوری، مشروعیت کل نظام‌سیاسی را از بن و بنیاد زیر پرسش برد و با این‌کار به‌جای قانون و دموکراسی، تقلب را نشاند. اکنون که خطر فروپاشی نظام‌سیاسی از هرجهت رو به افزایش است، فقط یک راه برای غنی باقی مانده است که تاحدودی از این طریق می‌تواند دولت را در برابر تهدیدهای بی‌شماری که با آن مواجه است و به ویژه تهدید طالبان استوار نگه‌دارد و هم‌چنان مشروعیت از دست‌رفته‌ی نظام‌سیاسی و دولت را در افکار عمومی به‌خصوص اقوام محروم کشور به‌گونه‌ی نسبی بازگرداند. این‌ راه و طریق اما چیزی جزء تشکیل کابینه‌ی مقتدر و ملی با اعضای ورزیده و متخصص نیست. اشرف‌غنی اگر در کابینه این دور حکومت‌اش افراد فهیم، بادانش و متعهد را از اقوام مختلف بدون تبعیض شامل نماید با این‌کار و کنش‌اش دست‌کم دولت‌اش را از سقوط در کام گروه طالبان نجات می‌دهد. ولی اگر این‌بار نیز مثل دور قبلی به قوم‌خاص و گویندگان زبان‌خاص امتیاز بدهد، و دیگران را یا نادیده بگیرد و یا در حاشیه نگه‌دار، به‌نظر می‌رسد که گور خود و چاه دولت‌اش را هم‌زمان با دستان خویشتن کنده و حفر کرده است. زیرا در این‌صورت حمایت اقوام حاشیه‌نشین قدرت را نیز از دست خواهد داد و از پشتیبانی این پایگاه اجتماعی احتمالی‌اش محروم خواهد گردید.

غنی تحت هیچ عنوان و برمبنای هیچ منطق و دلیلی، قادر به کسب حمایت جامعه‌ی روستایی پشتون نیست و قبایل ده‌نشین سنتی، غنی سکولار و آمریکایی را بر طالبان دین‌دار و اسلام‌گرا ترجیح نمی‌دهند و از وی در برابر این گروه حمایت سیاسی نخواهند کرد. مردم سنتی و مذهبی، پروای دیگری جز باور و اعتقادات دینی و آیینی شان را ندارند و برای این جماعت ارزش‌های دیگر یا ارزش نیستند و یا در درجه‌های پایین‌تر قرار دارند. در درون جامعه‌ی پشتون، میدان مانور طالبان نسبت به میدان غنی خیلی فراخ‌تر و بزرگ‌تر است و سلطه امنیتی و ایدئولوژیک شان قدرت‌مندتر و دیرینه‌تر. اما برعکس جامعه‌ی پشتون در میان سایر جوامع قومی به‌خصوص در جامعه‌ی هزاره، طالبان کم‌ترین نفوذ و سلطه را ندارند. اما غنی می‌تواند با ایجاد اعتماد سیاسی و اجتماعی، نفوذ و حمایت سیاسی قابل ملاحظه در میان این مردم به‌دست آورد. هزاره‌ها اگر از جانب اشرف‌غنی مورد تبعیض قرار نگیرند و مثل دوره قبلی از دولت وی حذف نگردند و تحقیر نشوند، جامعه چندمیلیونی هزاره تنها پایگاه اجتماعی قوی خواهد بود که از دولت غنی پشتیبانی کند و وضعیت نیمه‌دموکراتیک سیاسی کشور را تداوم ببخشد. قوم محروم هزاره به‌عنوان یکی از اقوام بزرگ افغانستان و به احتمال قریب به‌یقین دومین قوم پرجمعیت این کشور، آن‌قدر ظرفیت سیاسی دارد که حمایت و رضایت‌اش از دولت مرکزی به یک قدرت تعدیل‌کننده تبدیل شود و از سقوط و تضعیف دولت مقتدرانه جلوگیری به‌عمل آورد. تاحال در هیچ مقطع تاریخی از ظرفیت هزاره‌ها در دولت استفاده درست صورت نگرفته و توان سیاسی جامعه‌ی هزاره در حفظ و نگهداری دولت به آزمون گرفته نشده است. اما این شانس هم‌اکنون برای اشرف‌غنی وجود دارد، ولی دیده شود که وی چه می‌کند و چسان از این شانس تاریخی بهره می‌برد. در طول نزدیک به دو دهه پس از توافق‌نامه‌ی بن، هزاره‌ها همیشه در حاشیه قدرت بوده اند و تبعیض سیاسی از سوی دولت به این مردم فرصت نداده است که وارد هرم قدرت شوند و هم‌چون شهروندان درجه یک کشور از توان و استعداد شان در جهت توسعه و ترقی دولت و جامعه کار بگیرند. تا هم‌اکنون هیچ پست کلیدی و وزارت و ریاست امنیتی، به فرزندان هزاره تعلق نگرفته یا سپرده نشده است و این امر نوعی حس بیگانگی و محرومیت را در اذهان این مردم نسبت به دولت به‌جود آورده که اگر واقع‌بین باشیم برای یک دولت مردمی و دموکراتیک این عیب و نقص و خلاء کوچکی نیست. اما دولت‌های افغانستان هیچ‌گاه این عیب بزرگ را به روی شان نیاورده اند.

 اشرف‌غنی می‌تواند با زدودن تبعیض و نابرابری از کشور و برخورد سنجیده شده و منطقی با هزاره‌ها، با یک تیر دو نشان را بزند یعنی هم با این کار به‌تقویت توان سیاسی و امنیتی دولت‌اش بپردازد و هم برای خود خوش‌نامی تاریخی کمایی کند و به‌دست آورد. غنی این‌قدر که از امان الله حرف و حدیث می‌گوید، خوب است که هم‌چون او یک دست نوازش شاهانه به‌صورت محروم ترین قشر تباری افغانستان بکشد و این زنجیر بردگی مدرن را که در چهره‌ی تبعیض و محرومیت ظهور کرده است را از دست و پای بخشی از شهروندان کشورش بردارد. ولی اگر به گذشته‌ی سیاسی آقای غنی نگاه کنیم و به کنش‌ها و عمل‌کرد های چند سال اخیرش ببینیم، این عقلانیت سیاسی و شهامت انسانی در اشرف‌غنی زیاد به چشم نمی‌آید. غنی در چندروز پسین تعدادی از اعضای کابینه آینده‌اش را به‌عنوان سرپرست وزارت خانه‌ها و نامزد وزیران این وزارت خانه‌ها معرفی کرده است، ولی هیچ تغییری در دید و نگاه سیاسی وی دیده نمی‌شود. سرپرست‌ها و نامزدهای جدید یا از قوم و قبیله خودِ ایشان هستند و یا از جمع دوستان، خویشاوندان و دستیاران جان به کف‌اش. طبیعی است که دولتی که این‌گونه و با این ترکیب تشکیل شود در برابر مخالفین، منتقدین، اپوزیسیون و دشمنان‌اش دولت قوی و مقتدر نخواهد بود و از موجودیت‌اش دفاع نخواهد توانست. چه رسد که کار ویژه‌های یک دولت کارآمد و توسعه‌گرا را داشته باشد و به وظایف اصلی دولت‌های ملی و دموکراتیک عمل کند. هوشیاری و عقلانیت سیاسی غنی در تشکیل کابینه پیش‌ِرو بیش‌تر از پیش آزمون و امتحان خواهد شد و خبط و خطایش نیز این بار بزرگ و سرنوشت‌ساز خواهد بود. امیدوارم آقای غنی در سکوی آخر اشتباه نکند و با این اشتباه تاریخی افغانستان را به طالبان و یا فروپاشی تحویل ندهد.

 طالبان نه‌تنها به دروازه‌های کابل رسیده اند که بخش‌های از پایتخت را نیز اشغال کرده‌اند و حتی داخل ارگان‌های دولتی پایگاه‌های محکم زده اند. حالا نوبت آقای غنی است که در کجا پایگاه می‌زند و از کجا نیرو و لشکر جنگی و دفاعی تهیه می‌نماید. لشکر جنگی و دفاعی غنی البته دولت تحت کنترل وی است و بالا بردن ظرفیت ملی این دولت می‌تواند پایگاه مردمی‌اش را تقویت کند. غنی باید به اقوام محروم تکیه کند و به بخش‌های فرهنگی‌تر و دموکراتیک تر جامعه‌ی افغانستان قدری امتیاز قایل شود تا نیست و نابود و نگون‌بخت نشود. تشکیل کابینه ملی و مقتدر، برای غنی مشکلاتی دارد و چالش‌های فراروی او قرار خواهد داد اما این مشکلات و چالش‌ها به اندازه‌ی چالش‌های نیست که از آدرس گروه طالبان بر دولت وارد می‌شود. 

 :)