امرالله صالح پس از ناکامی تیم دولت‌ساز در انتخابات و به‌ویژه که شخص وی نتوانست رأی قابل توجهی از مردم تاجیک را برای این تیم اخذ کند و خود را به آب و آتش می‌زند تا از هر وسیله‌ای برای غلبه بر این حقارت استفاده کند.

توهین ضلع مکمل تبعیض!

حالا تقریبا روشن شده است که امرالله صالح تفکر نژادباورانه خود را به بهانه آنچه در جلسه یکی از حلقات تیم ثبات و هم‌گرایی گذشته است، مطرح کرده است. شکی نیست که آنچه در این جلسه گذشته اگر حاوی مسایل مربوط به توهین نژادی و قوم‌گرایانه باشد نیز امر غیراخلاقی است که باید مورد نقد و محکومیت قرار گیرد. مسأله مهم‌تر اما این است که امرالله صالح با دست‌کاری و تحریف واقعیت، منویات و مکنونات درونی خود را که بدون تردید حاوی تنفر نژادی و توهین قومی است از زبان کسی دیگر آشکار کرده است. در این مورد چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد.

اول: اولین بار نیست که صالح مسایلی را مطرح می‌کند که قوم‌گرایانه و توهین‌آمیز تلقی می‌شود. چند سال پیش نیز او هزاره‌ها را به جاسوسی متهم کرده بود. با توجه به ماهیت روابط و مناسبات گروه‌های قومی افغانستان با کشورهای دیگر، این‌که وی انگشت اتهام را صرفا به یک سمت نشانه رفته بود سخن وی قوم‌گرایانه تفسیر شد. اگر در همان زمان گروه‌های سیاسی، مدنی و نهادهای رسمی دولتی واکنش مناسب نسبت به این اتهام نشان می‌داد شاید امروز این قضیه جدید اتفاق نمی‌افتاد.

دوم: وقتی امرالله صالح که خود را رهبری از نسل جدید و تا حدودی دموکرات منش معرفی می‌کند این‌گونه نژادباورانه می‌اندیشد و اهانت‌آمیز سخن می‌گوید، نشان می‌دهد که تفکر نژاد باوری و روی‌کردهای اهانت‌آمیز و قوم‌گرایانه تا چی اندازه در تار و پود جامعه و ذهنیت نخبگان ریشه‌های عمیق دارد. این امر از یک خطر بزرگ حکایت می‌کند که همانند آتش زیر خاکستر می‌توانند تهدیدات جدی را متوجه گروه‌های آسیب‌پذیر نماید. فراموش نکنیم که نسل‌کشی‌ها و قتل‌عام‌ها بزرگ همواره مولود گسترش و رشد اندیشه‌ها و باورهای نژادگرایانه و تحریک احساسات قومی بوده‌اند. در این شرایط گروه‌های آسیب‌پذیر و در معرض خطر باید با ابزار و مکانیزم‌های رویاروی با تهدیدات مجهز باشند.

سوم: امرالله صالح پس از ناکامی تیم دولت‌ساز در انتخابات و به‌ویژه که شخص وی نتوانست رأی قابل توجهی از مردم تاجیک را برای این تیم اخذ کند و خود را به آب و آتش می‌زند تا از هر وسیله‌ای برای غلبه بر این حقارت استفاده کند. او می‌داند که رأی ندادن هزاره‌ها به تیم دولت‌ساز یکی از مهم‌ترین دلایل ناکامی این تیم در انتخابات است و لذا حس انتقام‌جویی خود را با اهانت به این قوم فرو می‌نشاند. از سوی دیگر صالح پس از ناکامی در گرفتن رأی مردم تاجیک برای تیم دولت‌ساز در صدد است تا با ماجراجویی و به‌کارگیری روش‌های استخباراتی معجزه‌ای برای تیم دولت‌ساز و جایگاه خود در این تیم انتخاباتی بکند.

در نهایت، فراموش نکنیم که تبعیض و نفرت قومی دو روی یک سکه‌اند. صالح فکر می‌کند که با توهین به هزاره‌ها می‌تواند خود را به‌عنوان ضلع مکمل روی‌کرد تبعیض‌آمیز غنی مطرح کند و از این طریق اعتماد غنی را جلب و جایگاه لرزان خود را در این تیم تثبیت کند. جمهوریت متضمن برابری در حقوق شهروندی است. روشن است که تبعیض و اهانت قومی ماهیت واقعی تیم دولت‌ساز را برملا می‌کند و نشان می‌دهد که دفاع این تیم از جمهوریت تنها در راستای فریب افکار عمومی استفاده می‌شود.

 :)