به‌نظر من، دولت افغانستان باید به نیات شوم طالبان پی ببرد و بیش‌تر از این به‌صورت غیرمستقیم برای بزرگ‌نمایی آن‌ها هزینه ننماید. همه می‌دانیم، که گروه طالبان برای اشتراک در مذاکره‌ی مستقیم با حکومت خوش‌بین نیستند. به‌همین دلیل است که در این وهله‌ی از گفت‌وگوها، مردم افغانستان اخیراً به پروسه‌ی صلح امیدواری شان را از دست داده و باور شان به حکومت مرکزی کمتر گردیده است.

زوایای تاریکِ پروسه‎‌ی صلح افغانستان

شیرین سوگند

مسئله‌ی آمدن صلح در افغانستان یکی از پیچیده‌ترین مسایل و موضوعات نه‌تنها در کشور ما بل‌که در کُلِ منطقه می‌باشد که در چند دهه‌ی اخیر موضوع بحث بسیاری از کشورها و نهادهای تأثیرگذار بین‌المللی را تشکیل داده است. هدف از پیچیدگی، ماهیت منازعه است که بیش‌تر از موضوعات میان‌ افغانی، ریشه و ماهیت بین‌المللی دارد. به‌همین دلیل از دید تحلیل‌گران مسایل افغانستان همواره با تردید ر‌و‌به‌رو بوده، به‌گونه‌ا‌ی که هنوز طالبان حکومت افغانستان را به‌عنوان طرف اصلی مذاکره‌‌کننده به‌رسمیت نمی‌شناسد.

به‌نظر می‌رسد، تنها راه‌حل بیرون‌رفت از بحران مذاکره‌ی رو‌ در رو باشد. ولی هر زمان که سخن از مذاکره به‌میان آمده، طالبان حاضر به گفت‌وگو با دولت افغانستان نشده و در عوض آن پیشنهاد مذاکرات را به مقام‌های امریکایی پیشکش نموده است. پیش‌شرط آمدن صلح اما در افغانستان این است که در شروع باید طالب حکومت افغانستان را به‌عنوان طرف اصلی مذاکره به‌رسمیت بشناسد تا روند گفت‌وگوهای صلح به یک نتیجه‌ی مطلوب برسد.

مسئله و یا سوال اصلی این‌است، که چرا طالبان با حکومت افغانستان مذاکره نمی‌کنند؟ در پاسخ می‌توان گفت، که از دیدگاه طالب ساختار حکومتی جمهوری که در آن حضور تمامی گروه‌های سیاسی و تباری تضمین شده باشد، قابل قبول نیست. آن‌ها طرف‌دار احیای ساختار استبدادی قدرت اند و برای برپای امارت اسلامی حاضر اند دست به هر گزینه‌ی ممکن ببرند.

از نظر طالبان حکومت امروزی افغانستان، اداره‌ی کابل است و آن‌هم دست نشانده‌ی امریکا. برای همین تلاش می‌کنند با خودِ امریکا مذاکره کنند تا با حکومت دست‌نشانده‌اش. روی هم‌رفته با تأسف باید اشاره کرد که طالبان از آغاز تا این‌دم هم از لحاظ دیپلماسی نسبت به دولت مرکزی افغانستان بهتر پیش‌رفته است و هم در مدیریت روابط شان یک قدم پیش‌تر بوده‌اند. همه شاهد هستیم که طالبان موفق شده‌اند تا از یک گروه تروریستی تبدیل به یک جریان مخالف سیاسی حکومت افغانستان شوند و نمایندگان‌اش برای دیدار با نمایندگان کشور‌های دست اول در قدرت جهانی دست بدهند و در دیدارهای‌شان ابراز نظر کنند. هم‌چنان طالبان به امریکایی‌ها این باور را تزریق کرده‌اند که در میدان جنگ شکست نمی‌خورند و از حمایت بسیاری از کشورها از جمله ایران، روسیه، پاکستان، عربستان، چین و… برخوردار هستند.
با توجه به این وضعیت، هیچ گروهی تضمین نمی‌تواند که این گفت‌و‌گوها به صلح خواهند رسید یا خیر! آن‌چه اما مهم است، خواست مردم افغانستان است که همانا رسیدن به صلح واقعی و معنادار می‌باشد و بایستی به ختم جنگ منجر گردد. مردم ما به هیچ عنوانی توانایی ادامه‌ی جنگ و آن‌هم بدون کمک‌ خارجی‌ها را ندارند. شاید این مذاکرات به صلح نینجامد اما گزینه‌ی اتکا برای اکنون است که به مراتب بهتر از جنگ برتری دارد.

در این میان دولت افغانستان با آمادگی کامل، از طریق گزینش افراد شایسته با در نظر‌داشت منافع ملی کشور در هماهنگی با کشور‌های دخیل در روند صلح، باید به گفت‌وگو برود. واضح است که برنده‌ی میدان آن‌هایی می‌باشند که چند و چون مسایل دیپلوماتیک را رعایت می‌کنند، از داشتن منطق سیاسی و استدلال دقیق از وضعیت جاری بهره برده‌اند و بر مبنای حفظ منافع ملی افغانستان به آدرس طرف مذاکره و کشورهای دخیل در مسایل افغانستان می‌روند. رفتن به آدرس این کشورها از آن‌جا مهم است که هیچ صلحی بدون همکاری کشورهای منطقه  اثرگذار نیست و دوام نمی‌یابد. چون مسئله‌ی صلح برای آن‌ها هم مهم است و به هیچ قیمتی منافع ملی خودشان را به‌خطر نمی‌اندازند. دولت ما نیز مانند این کشورها، باید دیدگاه‌ها و خواسته‌های مردم را درنظر بگیرد تا خطوط سرخ ما نیز حفظ شود. با آن‌که هیچ کسی نمی‌تواند تضمین کند که آیا این صلح، صلح واقعی است یا نه، در این بین پدیده‌های که جزو خطوط سرخ به‌حساب می‌آیند به چه سرنوشتی گرفتار خواهند شد؟ آزادی بیان، حقوق زنان، انتخابات و آزادی‌های فردی که برای مردم ما ارزش‌مند است، در کجای این گفت‌وگوها قرار دارند؟ متأسفانه ما با وضعیتی روبه‌رو هستیم که در راستای دست‌یافتن به یک پدیده‌ی ارزش‌مند، بایستی برخی از چیزهای دیگر را از دست بدهیم. ولی تا زمانی‌که دولت افغانستان خطوط سرخ را درنظر نگیرد و در انتخاب افراد گفت‌وگوکننده در پروسه‌ی صلح با طالبان دقت نکند، امید داشتن به این پروسه بی‌هیچ تصوری کودکانه است و معضل جنگ در افغانستان با این حرف و حدیث‌ها حل نمی‌گردد.

از  قرار معلوم طالبان هنوزهم برای گفت‌وگو‌های بین‌الافغانی به‌گونه‌ی جدی از خود اراده و پشت‌کار سیاسی نشان نداده‌اند و امریکا همچنان مدار اعتبار و طرف مذاکره برای طالبان است. البته این قضیه جزو ضعف‌های  مدیریتی حکومت به‌حساب می‌آید و نشان می‌دهد که حکومت ما با انواعی از فساد و ناکارگی سیاسی دست و پنجه نرم می‌کند. اگر به کارکرد دولت افغانستان در همین گذشته‌ی نزدیک نگاه کنیم، می‌بینیم که تا اکنون حکومت به هیچ نتیجه‌ی مطلوب با طالبان دست نیافته است. در این مدت زمان دولت افغانستان فقط به سخنان طالبان برای شروع مذاکرات بین‌الافغانی از برج حوت تا اکنون امیدوار بوده است. جالب این است، که در این‌‌طرف حکومت دست به آزادسازی زندانیان طالبان زده است اما در آن‌طرف، طالبان برای به‌تأخیر انداختن مذاکرات بین‌الافغانی تلاش دارند. این در حالی است، که نیروهای امنیتی ما هنوز‌هم به میزان بسیار بالا جان‌های شان را از دست می‌دهند و هم‌چنان شاهد حملات خونین در شهرها و قریه و قصبات هستیم.

به‌نظر من، دولت افغانستان باید به نیات شوم طالبان پی ببرد و بیش‌تر از این به‌صورت غیرمستقیم برای بزرگ‌نمایی آن‌ها هزینه ننماید. همه می‌دانیم، که گروه طالبان برای اشتراک در مذاکره‌ی مستقیم با حکومت خوش‌بین نیستند. به‌همین دلیل است که در این وهله‌ی از گفت‌وگوها، مردم افغانستان اخیراً به پروسه‌ی صلح امیدواری شان را از دست داده و باور شان به حکومت مرکزی کمتر گردیده است.

البته امیدواری در مردم زمانی به‌وجود می‌آید که نمایندگان دولت و طالبان به‌صورت دو گروه مذاکره‌کننده‌ی مستقل پای میز مذاکره بنشیند و کشورهای همسایه در این امر همکاری لازم را انجام دهند. اگر روند کنونی اما هم‌چنان ادامه یابد و ناکامی‌ها در پروسه صلح بیش‌تر شود، نا‌امنی‌ها در کشور گسترش پیدا خواهد کرد و همکاری‌های کشورهای همسایه که می‌تواند مفید واقع شود، قطع  خواهد شد. هنوزهم دولت افغانستان فرصت این را دارد تا برای تداوم این پروسه تدابیر همه‌جانبه را در نظر بگیرد و خط و مش طرف‌های دخیل را قبل از مذاکره بسنجد تا وضعیت بدتر از حال نشود.

 حرف دیگری که مردم افغانستان را نگران نموده، این است که پس از مذاکره و امضای توافق‌نامه بین هر دو طرف آیا به آن‌چه توافق شده عمل خواهند شد یا خیر؟ این بی‌اعتمادی به رعایت مواد توافق‌نامه، نهال ترس را در وجود مردم نشانده و در صورت عدم تعهد هر دو طرف توافق، می تواند خبر‌دهنده‌ی یک جنگ دیگر در کشور باشد. جنگی که احتمالاً چهره‌اش را تغییر خواهد داد و می‌تواند دوباره افغانستان را به‌خاک سیاه بنشاند.

 :)